آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )

17

در قلمروى خانان مغول ( فارسى )

ديباچهء تاريخى پيش از آنكه به تمام معنى به تمدن فرمانروايان مغول بپردازيم ، به نظر لازم است خلاصه‌اى كوتاه از تاريخ مغول عرضه شود . البته زمينهء موضوع آن چنان گسترده است كه اشارات مختصرى كفايت مىكند ؛ منابع و مأخذ بيش از حد غنى هستند و در بيشتر موارد ارزيابى علما ، كاملا متضاد رو در روى هم قرار مىگيرند . علاوه بر اين خواننده دائما با اسامى ، عناوين ، و مشاغل جديد روبه‌رو مىشود . صاحبان اين مشاغل و عنوانها همواره از نو درگير دسيسه‌ها مىشوند ؛ جبهه عوض مىكنند و گاه باعث مىشوند كه تاريخ فرمانروايان مغول بافتى در هم پيچيده و گره خورده به نظر رسد كه حدود اواخر دوره ، در قرن 18 م . چشم‌اندازى تسلىناپذير عرضه مىدارد . جنگهاى بىشمار با پيروزى به پايان مىرسند ، جنگهايى كه در آنها شجاعت درخشان اولين نسل فرمانروايان مغول ، پيروزى بر دشمنان مختلف را به همراه دارد ، ولى از طرفى نيز جنگهايى كه در آنها حماقت ، ضعف ، و در عين حال شقاوت و بىرحمى به شكستى دور از انتظار و گاه ناحق منتهى مىشود . كار من فهرست‌بندى اين واقعيات يا تحليل بافت دسيسه‌ها نبوده است ، چون تقريبا در پس هر تحولى دسيسه‌اى است - شرح احوال اميران سلسلهء اكبر كه فيلوت « 1 » در كتاب تازه‌اش در ترجمهء انگليسى آيين اكبرى اثر ابو الفضل ارائه مىدارد ، مثل بيش از 700 شرح احوال در مآثر الامرا اثر صمصام الدوله ، گمراه كننده هستند . من مىتوانم فقط به يك بافت حتى بسيار جالب توجه‌تر براى خودم اشاره كنم : اين روابط خانوادگى و ازدواجهاى درون دربارى مغولها هستند كه از آغاز به مصالح سلسلهء سلطنتى خدمت كرده‌اند و در واقع با وجود تمام مشكلات به شكوفايى افسانه‌هاى عاشقانهء بزرگ منتهى شده‌اند . ما خوشحاليم كه تقريبا از چهرهء تمام فرمانروايان مغول تصويرى داريم ؛ تعدادى از آنها ممكن است اين خلاصهء تاريخى را كمى سرزنده‌تر كنند .

--> ( 1 ) . Philloth .